عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

263

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

روزگار برامكه است . يكى از همروزگاران مولانا ملك المؤيّد خوارزمشاه نيز بدان تمثّل جسته و گفته : رعى اللّه مأمون بن مأمون الّذى * رعاياه منه فى زمان البرامك و لا برحت أيّامه بفعاله * و انعامه المشهور غرّ المضاحك يعنى : خداوند نگاه بداراد مأمون بن مأمون را كه مردم در پناه وى ، گويى كه در روزگار برامكه مىزيند . روزگار وى با كردار و بخششهاى نامبردارش همواره خندان و درخشان باد ! زمن الفطحل . عرب در امثال خود گويد : فلان چيز در زمان فطحل بود يا فلان واقعه در روزگار فطحل اتفاق افتاد . رؤبة گفته : إنّك لو عمّرت عمر الحسل * أو عمر نوح زمن الفطحل و الصّخر مبتلّ كطين الوحل * كنت رهين هرم او قتل يعنى : اگر تو را عمر بچه سوسمار دهند يا عمر نوح دهند كه در روزگار فطحل بود و صخره‌ها در آن روزگار نرم چون گل بود ، سرانجام تو در گرو پيرى هستى و مردن يا كشته شدن . . . . از كسى دربارهء روزگار فطحل پرسيدند ، پاسخ داد : در آن روزگار سنگها نرم بود و همه چيز سخن مىگفت ، و بعضى را گمان اين است كه روزگار فطحل روزگار فراخى و فراوانى بود . و مراد از ترگونه بودن سنگها ، همانا روزگار طراوت صلح و آشتى است و خوشى زندگانى و بارانهاى پيوسته ، و پاكى دلها و راستى نيّتها . زمن الفطحل اذ السّلام رطاب يعنى در روزگار فطحل گلزار صلح و آشتى شاداب و باطراوت بود . و خليل گفته : زمان فطحل زمانى است كه مردم پس از آن آفريده نشده‌اند . زمن الورد . خوبى و زيبايى هر چيز را به فصل گل مانند كنند . ابو الفرج ببغاء گفته :